خدامحوری و آرامش

                            

هر فردی در زندگی روزانه کارهای محوله را باید از روی خلوص نیت و با نظارت وجدان انجام دهد. خدا را ناظر دانسته، حقیقت و ایمان را شاهد بداند پیوسته بر آن باید بود که کارهای انجام یافته به نفع انسان ها باشد. اگر کاری برای کسی انجام دادید به فکر تشکر و تلافی نباشید. زیرا ممکن است او قدردانی نماید و شما از کارهای نیک باز بمانید. این خودش یک رنج و نگرانی به وجود می آورد. اگر برای انجام وظیفه مذهبی یا بنا به مقتضای انسانیت از کسی دیدن نمودید و او به بازدید شما نیامد، این چیزی نیست که شما را نگران کند که به فکر تلافی باشید این افکار کوچک باعث کدورت های بزرگتری خواهد شد که گاهی جبران ناپذیر خواهد بود. کارها را برای خدا انجام دهید؛ اجر شما در نزد او محفوظ است و چشم داشت به مردم نداشته باشید

اگر کسی از زحمت شما تشکر نکرد و قدر و ارزش شما را ندانست از شأن و مقام شما کاسته نمی شود. این نادانی

جهالت است که برای او وجود دارد؛ بلکه باید تشکر و سپاس خدای را به جا آورد که توانسته ایم کاری به نفع جامعه

انجام دهیم، دستگاه آفرینش طوری تنظیم و منظم شده که خود به موقع قدردانی می کند. اگر به فکر تشکر نباشیم، خاطر

 آسوده تری داریم، زیرا تمایل و تمنای تشکر خود یک ناراحتی روانی به وجود می آورد، یک نوع خود خوری در

 انسان به وجود می آورد که مرتباً باید بگوید «عجب مردم بی اعتنایی هستند، ارزش افراد را نمی شناسند».

 این کلمات قهراً با ناراحتی ادا می شود و طبعاً جای خرسندی، خوشحالی و اعتماد به نفس را می گیرد. شاید مانعی هم جلو پیشرفت کارها قرار دهد، توقع بی جا یک نوع ناراحتی روانی به وجود می آورد که به نوبة خود بیماری زا می باشد، داروی این گونه بیماری ها کمیاب است و شخص مبتلا بهبودی کامل پیدا نمی کند، زیرا تحت تأثیر احساساتش قرار گرفته و مرتباً تحریک می شود، اما اگر برای خدا کاری انجام داده باشد، دیگر توقعی از بندگان خدا ندارد در این صورت روحی آزاده، جسمی سالم و زندگی آسوده ای خواهد داشت.

روان شناسان معتقدند در ایمان به خدا، نیروی خارق العاده ای وجود دارد که نوعی قدرت معنوی به انسان متدین می بخشد و در تحمل سختی های زندگی او را کمک می کند و از نگرانی و اضطرابی که بسیاری از مردم قرن ما در معرض ابتلای آن هستند دور می سازد، قرنی که توجه فراوان به زندگی مادی بر آن سیطره دارد و رقابت شدیدی برای به دست آوردن مادیات، حکومت می کند؛ در صورتی که نیاز به غذای روحی در همین زمان محسوس تر است. ویلیام می گوید: بدون شک ایمان مؤثرترین درمان اضطراب است.

کلیه ی کوشش ها و فعالیت های پیامبر اعظم(ص) در چارچوب خدا محور متحقق می شد. در روایتی آمده است که یک روز شخصی به پیامبر عرض کرد: یا رسول الله به چه چیزی از دیگر پیامبران پیشی گرفتی، حال آن که تو آخرین و خاتم آنان برانگیخته شده ای؟ پیامبر فرمود: «من نخستین کسی بودم که به پروردگار ایمان آوردم...»

یکی از مفاهیم مهم در بهداشت و سلامت روان، مفهوم «امنیت روانی» است. اگر فرد امنیت روانی نداشته باشد زندگی اش بی معنا و از سلامت روانی بی نصیب خواهد بود. آن جا که ترس رخنه کند، امنیت رخت بر می بندد. امنیت روانی یعنی داشتن روح و روانی عاری از هراس. این نعمتی بزرگ است که در سایه ی آن، امنیت و آرامش برقرار خواهد ماند. خدامحوری و ایمان به خدا انسان را از نگرانی، اضطراب و دغدغه مصون می دارد و در برابر ناملایمات زندگی، استوار و آسیب ناپذیر می نماید. از سوی دیگر، انسان بی ایمان از این پشتوانه مستحکم روحی و روانی محروم است. گویی از فراز آسمان فرو افتاده یا تندبادی او را به مکانی دور پرتاب کرده است «...وَمَن یُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّیْرُ أَوْ تَهْوِی بِهِ الرِّیحُ فِی مَكَانٍ سَحِیقٍ» فقدان ایمان به خدا، زندگی را از مفاهیم عالی و ارزش های شریف انسانی تهی ساخته و منجر به آشفتگی و اغتشاش در هویت می گردد.

اساساً اضطراب و نگرانی، ناشی از ترس یا ناتوانی است. آن کس که به خداوند قادر و توانای مطلق، ایمان دارد، همواره خود را در پناه تکیه گاه امنی می بیند که از هر ضعف و نقصی به دور و نسبت به انجام هر امری قادر و تواناست. از این رو دارای نشاط و سرور می گردد. نشاطی که برآمده از روانی امن و آرام است. انسان، زمانی به این امنیت و اطمینان نفس می رسد، که ترنم نام خدا بر لب و یاد او بر قلب و جانش طنین انداخته باشد و آن چنان به خدا دلبستگی پیدا کرده باشد که ذکر او سراسر اندیشه، عاطفه و رفتارش را فرا گرفته و جانش را زنده و آباد ساخته باشد در این صورت است که به اصطلاح روان شناسان فرد احساس دلبستگی امنی نسبت به وجودی دارد که هم قادر است و هم همیشه حاضر و در همه حال پاسخگوی نیازها می باشد. در این حال است که همه ی بیم ها از میان می روند و جای خود را به امید می دهند. همه ی دغدغه ها و خاطر پریشی ها به طمأنینه بدل می گردند و دارای معنا و مفهوم می شوند. در مقابل بی خدایی و بی ایمانی زندگی را آشفته و پر از سختی و تنگنا می سازد. دوری از خدا زندگی را تنگ و سخت می گرداند

خوشبختانه توجه به نقش ایمان و خداگرایی در بهداشت روانی، از اصولی است که در مکاتب روان شناسی معاصر، بسیار بدان پرداخته می شود. ویلیام جیمز، کارل یونگ، هنری لینک و بسیاری دیگر از روان شناسان بزرگ معاصر درباره ی تأثیرات ایمان به خدا بر بهداشت روانی، بحث و تحقیق کرده اند به طور کلی برخی از آثار ایمان بر بهداشت روان از این قرار است:

الف) خداباوری به انسان احساس خود ارزشمندی و هویت می بخشد.

ب) خداباوری انسان را از تزلزل فکری و علمی مصون ساخته، موجب استواری و ثابت قدمی می شود.

ج) خداباوری نیاز به کمال جویی انسان را پاسخ می گوید.

د) خداباوری انسان را از رهایی و بیهودگی می رهاند.

هـ) خداباوری پاسخگوی نیازهای حقیقی انسان است.

و) خداباوری به زندگی انسان معنا می بخشد.

ز) خداشناسی گامی است به سوی خودشناسی و خودشناسی و خودیابی تأثیر مستقیم بر سلامت روان دارد.



برچسب : جملات قدردانی و تشکر